الملا فتح الله الكاشاني
6
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
مملو از اثقال كه بر روى آب قرار ميگيرد وَ أَنْبَتْنا فِيها و برويانيديم در زمين مِنْ كُلِّ زَوْجٍ از صنف نبات بَهِيجٍ نيكو و آراسته و بهجة افزا يعنى كثرت حسن و زينت موجب ابتهاج و مسرت ناظر است مانند ازهار لطيفه و اشجار و نباتات ناظره اينها را آفريديم . تَبْصِرَةً بجهة بينائى يعنى براى نظر كردن و بديدهء اعتبار نگريستن بر وجه استدلال وَ ذِكْرى و براى باد كردن و پند دادن لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ مر هر بندهء بازگردنده به خدا و تفكر نماينده در بدايع صنع او تا علم بكمال قدرت او پيدا كرده معترف شوند ببعث و نشور . وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ و فرو فرستاديم از جانب آسمان يا از ابر ماءً مُبارَكاً آبى با بركة و بسيار با منفعت فَأَنْبَتْنا پس برويانيديم بِهِ به آن آب جَنَّاتٍ بوستانهاى مشتمل بر اشجار انبوه و اثمار باشكوه وَ حَبَّ الْحَصِيدِ و دانهء نباتى كه از شان او آنست كه محصود و درو كرده شود در وقت رسيدن چون گندم و جو و برنج و مانند آن . وَ النَّخْلَ و رسته گردانيديم بباران درختان خرما را باسِقاتٍ در حالتى كه بلندند و كشيده بالا يا بار بردارند لَها كه مر آن درختان راست طَلْعٌ نَضِيدٌ غلاف خرما كه در هم پيچيده و رسته است مراد تراكم شكوفه است يا كثرة ميوه و اين همه را برويانيديم . رِزْقاً لِلْعِبادِ براى روزى مر بندگان را وَ أَحْيَيْنا بِهِ و زنده گردانيديم بدان آب بَلْدَةً مَيْتاً زمين مرده را يعنى زمين خشك بىنبات پس همچنانكه زمين را زنده گردانيديم به آب كَذلِكَ الْخُرُوجُ همچنانست بيرون آمدن شما از قبر يعنى زنده گشتن شما و بعرصهء محشر حاضر شدن چه هر كه امعان نظر كند و نيك تامل كند در احياى دانه كه مانند مردهايست در خاك مدفونست عالم خواهد شد بر اينكه شخصى كه بر اخراج آن قادر باشد قادر خواهد بود بر اخراج موتى از قبور پس در تسليهء حضرت از تكذيب قوم ميفرمايد كه . كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ تكذيب كردند پيش از اهل مكه قَوْمُ نُوحٍ گروه نوح كه اولاد شيث و قابيل بودند مر نوح را وَ أَصْحابُ الرَّسِّ و ياران چاه پر كرده از سنگ از عكرمه روايتست كه ايشان جمعى بودند كه پيغمبر خود را كه حنظلة بن صفوان بود شهيد كردند و در چاه افكندند و آن را از سنگ پر كردند وَ ثَمُودُ و قوم ثمود تكذيب كردند صالح را . وَ عادٌ و گروه عاد هود را وَ فِرْعَوْنُ و قوم فرعون موسى و هارون را وَ إِخْوانُ لُوطٍ و برادران لوط لوط را و ذكر اخوان جهت آنست كه ايشان از انساب او بودند . وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ و ياران ايكه شعيب را